X
تبلیغات
رایتل
هر کی عاشقه بیاد تو

فراموشت نکردم بابایی

سه‌شنبه 14 دی‌ماه سال 1389 ساعت 04:22 ق.ظ
قلبم پره از استرس

انتظار کشنده شده

نا امیدی عین کوه جلوی چشمامه

این روزها تلاش می کنم به شبدرهای آنسویش نگاه کنم

نمی دانم چرا دیده نمی شود تلاش میکنم به همه نشون بدم که فراموشش کردم ولی اشکای نیمه شبم رو چی کارش کنم؟

چشم ها بی تفاوتم

هوس های کودکانه ام مزه کاه میدهند

انقدر ها هم بد نیست

گمان می کردم تنها بمانم

سوسک ها هستند

وروجک ها!

از سر وکولم بالا می روند

انقدرها هم بد نیست

دیگر زیاد گریه نمی کنم

فقط این پرتقال های زمستانی با طعم بغض مزه نمی دهند

انقدرها هم بد نیست فقط دوریت عذابم میده بابایی

...