X
تبلیغات
رایتل
هر کی عاشقه بیاد تو

کسی که عاشق نیست زن را نمی فهمد..

یکشنبه 5 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 03:43 ق.ظ

این قصه نامردی ممکن است از جانب یک زن هم باشد ؛اما آنچه مسلم است؛ این است که؛ در محدویت جامعه ما عواقب ناگوار این نامردی از جانب مردبه زن بیشتر و گاهی جبران ناپذیر است ؛زنان در جامعه ما آسیب پذیرتر از مردان هستند....

زخمی که به جسم وارد میشود بعد از مدتی التیام می یابد؛ یک زخمی که شاید به اندازه پرده کوچکی چون بکارت کنار رود ؛ که آن هم امروزه با جراحی قابل التیام است؛اما زخمی که به درون و روح و روان ؛وارد میشود؛ با چه دارویی قابل درمان است ؟ جبران روان به هم خورده با چه چیز ممکن است؟ نه دارویی برای آن است و نه چا ره ایی برا ی آن... جز گذر زمان.....؛جز داشتن طاقت به سنگینی تحمل درد در ثانیه های گذر  زمان ......!!!!

یک بار اعتماد و دل سپردن از روی عشق و دوستی به محبوب و خیانت او یا رفتن او؛ اعتماد به فرد جدید تا مدت ها از او گرفته خواهد شد ... دیوانه وار به دنبال جایگزین می گردد ؛ اما از همه دلزده و بیزار است ؛ نه کسی چشم او می گیرد نه به کس اعتماد می کند ...بهتراز محبوب بی وفا نیز؛هزاران باشد باز به چشم او نمی آید...سرگردان و بی هدف می گردد ؛ بی ثمر می گردد...:-Sخدا نکند که محبوب با خیانت به او رفته باشد ؛ که در آن صورت مرگ آورترین و بدترین حالت است ... روح و روان آمیخته با سوالاتی چون من چه کم داشتم که دیگری را ترجیح داد ....؟؟؟؟!!!!؛ تا مدت ها ذهن اورا مریض و درگیر می کند ...دیوانه اش می کند ...خود رابه هر در می زند ؛تا ازین وضعیت روحی خلاص شود ؛اما باز درگیر و درگیر است ...  در جمع دوستان و ذهن درگیر. در کارو گرفتاری ها باز ذهن درگیر و درگیر است ... بزرگترین مشکلات در برابر این مشکل برایش هیچ است ؛ که درونش و قلبش شکسته است ...

سرو زر و دل و جانم فدای آن یاری                که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد

موارد ازدواجش را رها می کند ... نه دیگر به مردی برای زندگی اعتماد می کند ...نه یارای آن دارد که حقیقت روابط خود را با محبوب بی وفا؛به کس دیگرعنوان کند . به که می تواند بگوید چه بلایی به سرش آمده و چه می کشد ؟! به که می تواند بگوید که  تمام آبرویش که بکارتش بود در پای محبوب بی وفا به امانت گذاشت و او به آن خیانت کرد و با کس دیگر از محبت و دوستی در آمد....؟؟؟!!!

عشقبازان جملگی دیوانه اند
عشقها بازیچه اند
عاشقان بازیگران؛ بازی طفلانه اند
عشق کو....؟
عاشق کجاست....؟
معشوق کیست....؟
آنکه میمیرد ز شوق دیدن امروز ما
آنکه میسوزد زشوق عالمسوز ما
گر بیابد دلبر تازه تری
عشق عالمسوز؛ خاموش میشود
چهره ما نیز فراموش میشود!!!!

 چگونه می تواند بیان کند ؟؟؟ که وقتی بیان میکند او را دختری اینکاره فرض می کنند و نمی گویند که او با یک نفر ؛ نامرد ؛بوده است ..می گویند او با 100نفر بوده و اکنون چنین می گوید !!! از زن طلاق گرفته وضعیتش بدترمیشود ...مورد خوبی برای مردان هوسران میشود ... محبوب بی وفایش؛ بر سرش کوبیده و رفته اکنون آماده آن است که دیگران هم برسرش بکوبند و بروند ....!!! یکی او را روانی کرده دیگران هم به نفع خود استفاده میبرند ...!!وجدان ها همه راحت است...!!!! دم از انسانیت زدن برای همه راحت است ...!!!چه انتظاری از دیگران است ؛چون وقتی محبوب بی وفایش نیز او را ؛ دختری خراب دانسته است بخاطر آنکه زمانی دختر خودش راو آبرویش را؛ به آن محبوب بی وفا به امانت سپرده است؟؟؟