X
تبلیغات
رایتل
هر کی عاشقه بیاد تو

ارزوهایم واهی و عبث بودند

چهارشنبه 1 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 03:01 ق.ظ

ارزوهایم واهی و عبث بودند

به یاد دارم

طرحی از گل یاس ترسیم کردم

خواستم ان را تقدیم نفسهایت کنم ولی.....

شاید قسمت نبود

خواستم نگاهم را مهمان نا خوانده ی چشمانت کنم

این بار هم تقدیر نخواست

خواسته هایم همه خواسته و ناخواسته

همچون فرشته ای کوچک سر به روی شانه هایت می گذاشتند

ولی ارزوی دوباره اش بر دلم مانده

بر دلم ماند که سکوت کنم

که دم نزنم

سکوت کردم و دم نزدم

ولی اشکهایم رسوایم کرد

حال خسته تر از هر خسته ای

بی هدف میروم به نا کجا اباد

کسی نیست که اشکهایم را پاک کنم

کسی نیست که دلداریم دهد

یا اشکی را در شیار گونه هایم لمس کند

اینچنین اسمان و زمینی را باید تنها گذاشت

میخواهم رها شوم

دور شوم به دیار ناشناخته ها بروم

هیچ نوری چشمانم را روشن نمیکند

من را از یاد ببرید

من دیگر من نیستم